گزیده از زندگی نامه پانته آ مدیری مجری اتاق خبر شبکه من و تو پانته آ مدیری مجری برنامه. اتاق خبر، تونل تاریخ، سردبیر اتاق خبر در شبکه من و تو اومتولد 1350 استان کرمانشاه محله فیض آباد است. محله فیضآباد یکی از قدیمی ترین محله های کرمانشاه است و در نزدیکی یکی از پنج دروازه ورودی به شهر قرار داشته که در میان کرمانشاهیان به دروازه یهودیها معروف بوده است. طایفه مدیری ها از طوایف یهودی در کرمانشاه به حساب می آید و پانته آ نیز یک یهودی زاده است. پدر پانته آ، محسن مدیری از کارمندان ساواک در زمان محمد رضا پهلوی بود که بعد از انقلاب 57 خانه نشین شد. پدر پانته آ (محسن مدیری) از لحاظ رتبه و جایگاه شغلی، شخص چهارم ساواک در کرمانشاه محسوب می شد. او شاگرد و دست پرورده حسین همدانیان به شمار می رفت و کلیه کارهای اجرایی حسین همدانیان به دست پدر پانته آ (محسن مدیری) انجام می گرفت (. تقریبا می شود گفت همه کسانی که کارشان به ساواک افتاده محسن مدیری را به خوبی می شناسند. پدر پانته آ مدیری یکی از بزرگان یهود در کرمانشاه بود. هر ماه بزرگان شهر در خانه آنها جمع می شدند و در مورد فعالیت های قومی و مذهبی در کرمانشاه و حتی استان های دیگر بحث می کردند. در آخر نیز هر شخص به فراخور مسئولیتی که داشت هزینه ای در راستای تقویت قوم یهود در ایران پرداخت می کرد. هزینه های جمع شده در صندوقی که مدیریت آن را محسن مدیری (پدر پانته آ) بر عهده داشت قرار داده می شد تا طبق زمان بندی و اولویت های قوم، خرج و مصرف شود. هزینه های موجود به اضافه کمک هایی که ساواک و ارگان های دیگر به این صندوق می کردند همه و همه در دست پدر پانته آ مدیری بود. نام گروه و جلسه فوق YFK (مخفف یهودیان فعال کرمانشاه) است. این گروه هم اکنون در شهرستان کرند است ولی از لحاظ کمیت افراد گروه بسیار کمتر شده و به تبع آن نیز فعالیت ها دیگر حالت سابق را ندارد. علت اصلی کم رنگ شدن فعالیت گروه YFK (یهودیان فعال کرمانشاه) مهاجرت اکثر این یهودیان در سال های بعد از انقلاب به اسرائیل است. هدف سران صهیونیستی از این مهاجرت تشکیل دولت یهود در سرزمین موعود یهودیان، یعنی همان فلسطین اشغالی است. بعدها محسن مدیری به دلایل مختلف از رهبری گروه YFK کنار گذاشته شد. محسن مدیری در خاطرات خود، دلایل کنار گذاشته شدنش را به چند امر مهم وابسته دانسته که این امور به قرار زیر هستند. 1- فعالیت در ساواک شب و روز نداشت و هر موقع نیاز بود باید در محل، حاضر می شدم لذا نمی توانستم به کارها و فعالیت ها نظم درستی بدهم به همین دلیل خودم پیشنهاد دادم که مسئولیت گروه YFK (یهودیان فعال کرمانشاه) به شخص دیگری واگذار شود. 2- چون من از لحاظ سیاسی شخص کاملا شناخته شده ای بودم و مردم از سابقه فعالیت و کارهایی که در بازداشتگاه های ساواک انجام داده بودم خبر داشتند، خیلی زود لو می رفتم و احتمال می رفت شاکله گروه به هم بخورد لذا تصمیم گرفته شد که من مسئول نباشم. مسئولیت گروه YFK بعد از محسن مدیری به شخصی به نام "عزیز شاه دوست" و بعد از آن نیز به "نادر همایونی" واگذار شد. اکثر یهودیان و اعضای این گروه بعد از انقلاب و در پی حمایت های دولت انگلیس و رژیم صهیونیستی به اسرائیل مهاجرت کرده و در آنجا ماندگار شدند. تنها حلقه ای از دوره دیده های کارهای تیمی و تشکیلاتی باقی ماندند تا پلی باشند میان حلقه داخلی ایران و اسرائیل و این گروه هنوز در کرند در حال فعالیت هستند. از گروه های جدید و تاسیس توسط این تشکیلات YFK را می شود گروه شیطان پرستان در شهرستان صحنه و کرند نام برد که فعالیت های زیادی نیز تا به حال انجام داده اند. سال 1355 اوج فعالیت های تشکیلات YFK بود و تا سال 1357 این فعالیت ها به صورت چشم گیری گسترش یافت اما بعد از سرنگون شدن رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران فعالیت های این گروه نیز با سختی های فراوانی مواجه شد و رفته رفته از این فعالیت ها کاسته شد. زمانی که انقلاب شد پانته آ فقط 7 سال داشت. مادر پانته آ مدیری به علت مشکلاتی که برای همسرش به وجود آمده بود مجبور شد پرونده دختر خود (پانته آ مدیری) را از دبستان هدف در خیابان وزیری سابق (نواب فعلی) کرمانشاه بیرون آورده و هنوز پانته آ سال اول دبستان را به پایان نرسانده مجبور به ترک تحصیل شد. پدر پانته آ به دلیل سوابق تاریکش در ساواک و تشکیلات YFK مجبور بود برای اینکه شناسایی نشود به صورت پنهانی از این شهر به آن شهر برود. به همین دلیل برخی او را مشهدی، برخی شمالی و عده ای نیز او را تبریزی می دانند. زیرا او سال اول را در تبریز و سپس یک سال در شمال و در آخر یک سال را در کنار یهودیان مشهد سپری کرد. پانته آ از آن دوران به دوران آوارگی خود یاد می کند و می گوید: «نه درسی نه دوستی نه همسایه ای. تقریبا ارتباطمان با همه کس و همه جا قطع بود. حتی برای خرید از مغازه بقالی نیز امنیت نداشتیم. هر آن احتمال می دادیم که به خانه مان بریزند و پدر و مادرم را دستگیر کنند. اصلا اوضاع خوبی نبود. از آن زمان جز ترس و وحشت و افسردگی چیزی خوبی به یاد ندارم. »این آوارگی 3 سال به طول انجامید و سرانجام پانته آ مدیری به همراه خانواده اش در سن 10 سالگی از ایران خارج و در سال 1360 به صورت قاچاقی به ترکیه فرار کرده و از آنجا به هلند رفته و درخواست پناهندگی نمودند. مادر پانته آ معلم دبیرستان پهلوی سابق (امام فعلی) کرمانشاه واقع در 4 راه دانش سرای سابق (هلال احمر کنونی) بود. عموی پانته آ (خسرو) یکی از تولید کنندگان عمده مشروب در کرمانشاه بود و بیش از 10 مغازه مشروب فروشی در کرمانشاه داشت. بعد از انقلاب مردم عصبانی با هجوم به مشروب فروشی های او کلیه مغازه های او و هر چه در آن بود را نابود کرده و او را به شدت زخمی کردند. شدت جراحت وی به حدی بود که بعد از سه روز بستری در بیمارستان فوت کرد. پانته آ به علت علاقه زیادی که به عموی خود (خسرو) داشت بعد از کشته شدن عمویش، ضربه روحی سختی خورد. به شکلی که بعد از خروج از ایران به مدت 1 سال زیر نظر روان پزشک مورد معالجه قرار گرفت. بعد از خروج از ایران وضعیت روحی خانواده رو به بهبود نهاد. حمایت های فرح پهلوی و همچنین کمک های مالی ایشان جان تازه ای به خانواده پانته آ مدیری داد. البته دارایی های پدر پانته آ (محسن مدیری) که در بانک های سوئیس و همچنین انگلیس بود و همچنین حمایت های تشکیلات YFK نیز باعث شد تا بتوانند خیلی سریع یک خانه مجلل خریده و زندگی خود را در آمستردام هلند از سر بگیرند. البته سفارش های آقای سرتیپ غلام علی اویسی (مسئول کشتار 17 شهریور 1357 - جمعه سیاه) نیز در این میان بی تاثیر نبود. سرتیپ غلامعلی اویسی بعد ها در 18 بهمن 1362 توسط افراد ناشناس در پاریس به همراه برادرش ترور شد. سابقه کاری پدر پانته آ موجب شد که ابتدا مقدمات پناهندگی او و خانواده اش بسیار سریع انجام گرفته و پانته آ خیلی زود و بعد از بهبودی تحصیل خود را در مدارس هلند شروع کند. البته برای پانته آ بسیار سخت بود زیرا همزمان هم می بایست زبان یاد بگیرد و هم سر کلاس برود. او خیلی زود مدارج علمی را پشت سر گذاشت و پیشرفت های چشمگیری نیز در زمینه درسی داشت. او همزمان با فضای تشکیلاتی YFK در هلند آشنا شد. گروهی که بسیار بزرگتر و وسیع تر از تشکیلات YFK بود. در واقع تشکیلات YFK (یهودیان فعال آزاد) یک سرشاخه از تشکیلات گروه های یهودی به شمار می رفت و پانته آ خیلی سریع توانست جای خود را در میان این گروه باز کند. یکی از پروتکل های گروه YFK استفاده از هر وسیله ای برای به نتیجه رساندن تشکیلات بود. زنان بایستی از تمامی جذابیتهای خود در زمینه نیرو و قدرت و شوکت بخشیدن به تشکیلات استفاده نمایند. زنان و دخترانی که بتوانند بیشترین فعالیت را در این زمینه داشته باشند و در پایان هر 6 ماه بیشترین رای را کسب کنند می توانند به رده های بالاتر رفته و مشغول به فعالیت شوند. دختران و زنانی که عضو این تشکیلات می شوند تا 5 سال حق ازدواج و حامله شدن را ندارند. پانته آ مدیری طی مدت دو سال توانست مسئول بخش تبلیغات در این گروه شود. مسئول بخش تبلیغات شدن لازمه اش این است که یک زن یا دختر بتواند حداقل سه مرتبه به صورت متوالی (18 ماه) روابط مختلفی با اعضای جذب شده برقرار کند بدون اینکه از آنها باردار شود و آنها نیز از این رابطه ناراضی باشند. این رضایت طرف های مقابل بایستی تا اندازه ای باشد که از وی درخواست ازدواج کنند. هر چه تعداد درخواست کنندگان برای ازدواج بیشتر باشد امتیاز و رتبه زن و یا دختر بالاتر خواهد رفت. باردار شدن به منزله حذف از گردونه رقابت به شمار می رود. پانته آ مدیری در سن 22 سالگی با پسری به نام فرزان آشنا شد. او بعد از مدتی فرزان را جذب تشکیلات YFK (یهودیان فعال آزاد) کرد. فرزان دانشجوی رشته هنر بود و ترم آخر خود را می گذراند. علاقه فرزان به پانته آ طی مدت 6 ماه به حدی رسید که فرزان دست از نامزد خود "شیرین" (دختر خاله خود در ایران) کشید از رسما از پانته آ خواستگاری کرد. اما فرزان بعد از مدتی متوجه شد که این علاقه حالت رسمی به خود گرفته و برخوردهای پانته آ با او بسیار مصنوعی و محدود شده است. به همین دلیل به پانته آ مشکوک شده و کارهای او را زیر نظر گرفت. این تعقیب و گریزها و شک فرزان به یقین تبدیل شد. یک روز که پانته آ به همراه فرزان به رستوران رفته بودند بعد از خوردن غذا به پارتی رفتند و یک شب را با هم گذراندند، در نیمه های شب پانته آ به خیال اینکه فرزان خوابیده از رختخواب بیرون آمده و به اتاق کناری در همان هتل می رود. بعد از یک ساعت از اتاق مذکور بیرون آمده و به اتاق بعدی و همین طور تا نزدیکی های صبح ادامه پیدا کرد. فرزان که پانته آ را زیر نظر گرفته بود به شدت از دست پانته آ عصبانی شد. پانته آ در ابتدا از پاسخ به پرسش های مکرر فرزان فرار می کرد اما درنهایت مجبور شد حقایق را برای او آشکار کرده و او را با تشکیلات و اهداف و پروتکل های تشکیلات YFK (یهودیان فعال آزاد) آگاه کند. پانته آ در جواب سئوالهای فرزان جواب داد که رابطه او با فرزان یک رابطه صمیمانه و عاشقانه نبوده و در حد جذب و فعالیت سازمانی بوده است. فرزان تازه متوجه شد که رابطه پانته آ با او در طول این مدت مانند رابطه اش با سایر افرادی بوده است که توسط پانته آ به تشکیلات YFK جذب شده اند و او دراین مدت فقط یک بازیچه بوده است. مسائل پیش آمده یک ضربه شدید روحی به فرزان وارد کرد به حدی که فرزان پانته آ را تهدید به ضرب و جرح و حتی قتل نمود و از پانته آ و تشکیلات او جدا شد. سه ماه بعد از جدا شدن فرزان از پانته آ، وقتی پانته آ مدیری برای قدم زدن بین ایستگاه مرکزی شهر و پارک Vondalpark رفته بود مورد تعرض فرزان قرار گرفته و از ناحیه پهلو آسیب دید و چند روزی در بیمارستان بستری شد. مریضی او باعث شد که او نتواند در 6 ماهه چهارم فعالیت خود در تشکیلات امتیاز مناسبی را کسب کند و گوی و میدان را به سایر زنان و دختران تشکیلات واگذار کرد. او درسال 1375 در سن 25 سالگی در یک آکادمی موسیقی (هنري بورسيل) شرکت کرده و توانست خیلی سریع استعداد خود را دراین زمینه محک بزند. طولی نکشید که خواننده اوپرا شد. صدای او بسیار عالی بود اما بعد از مدتی به گفته خود پانته آ آینده خود را در این زمینه درخشان ندید و احساس کرد که باید در زمینه های دیگری وارد کار بشود. او در این زمینه می گوید: «صدای من واقعا عالی بود. استاد موسیقی و همچنین استاد آواز من بارها می گفت شما اگر دراین زمینه ادامه بدهی حتما به جاهای عالی خواهی رسید اما هر چه فکر کردم و به قولی آینده نگری کردم دیدم که خواننده بودن نمی تواند زندگی مرا در آینده تامین کند و حتما در آینده آن را رها خواهم کرد به همین دلیل با خودم گفتم کاری را که قرار است در آینده رها کنم از همین الان زمین بگذارم و وقت و فرصتم را درجای دیگر خرج کنم بهتر است. »پانته آ در آکادمی موسیقی (هنري بورسيل) با شخصی به نام سیاوش کریمی آشنا شد. او 3 سال از پانته آ بزرگتر بود و متولد شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان بود. آنها به مدت یک سال با هم دوست بودند و بعد از یک سال از پانته آ خواستگاری کرد اما پانته آ ترجیح داد این رابطه به ازدواج ختم نشود و به صورت یک رابطه دوستانه باقی بماند. این رابطه بعد از آن تا یک سال دیگر به طول انجامید. با وجود اصرار های سیاوش پانته آ حاضر به ازدواج با سیاوش نشد و سیاوش که نمی توانست به اینگونه روابط ادامه دهد و سخت عاشق فرزند بود در نهایت از پانته آ جدا شد. و پانته آ هم نتوانست او را جذب تشکیلات کند. پانته آ اما با این موضوع خیلی خوب کنار آمد زیرا هم تفکرات سیاسی سیاوش را خیلی قبول نداشت و هم نمی توانست به این زودی بچه دار شود. پانته آ در این زمینه می گوید: «من و سیاوش در ابتدا رابطه خوبی را با هم شروع کردیم اما رفته رفته کار به جاهای باریک کشیده شد و هر دوی ما به نقطه ای رسیدیم که جز جدایی راهی برایمان نبود به همین دلیل از هم جدا شدیم من خدا را شکر می کنم که جوگیر نشده و از او بچه دار نشدم »پانته آ می گوید: من همیشه شعارم در زندگی این بوده که کار و زندگی باید دارای هدف مشترک باشند یعنی حتی شغل انسان با زندگی اش جور در بیاید» پانته آ مدیری بعد از جدا شدن از سیاوش و در سن 29 سالگی به تحصیل خود ادامه داد و با حمایت های مختلف تشکیلات و همچنین افراد با نفوذ توانست مدرک "فوق لیسانس حقوق بشر" خود را از دانشگاه آمستردام بگیرد. پانته آ در حین تحصیل به گروه های مختلف سیاسی و فرهنگی همکاری می کرد. در نهایت به علت صدای خوب و همچنین آشنایی کامل با زبان انگلیسی و هلندی به یکی از مسئولین رادیو زمانه معرفی شد. و به عنوان یکی از گویندگان رادیو زمانه در آمستردام هلند کار خود را آغاز کرد. رادیو زمانه از 13 مرداد 1385 خورشیدی فعالیت خود را آغاز کرد. برنامهها از راه ماهواره و اینترنت پخش میشوند. برنامهها دربرگیرنده اخبار و گزارشهای سیاسی، اجتماعی، فلسفی، ادبی و هنری است. رادیو زمانه در حال حاضر روزانه نود دقیقه برنامه پخش میکند. سردبیر این رادیو در حال حاضر، فرید حائرینژاد، از تهیه کنندگان پیشین در تلویزیون سی. بی. سی در کانادا، و مدیر عامل، آرین د ولف است. همزمان با تاسیس رادیو زمانه پانته آ مدیری به عنوان گوینده رادیو زمانه کار خود را آغاز کرد و بعد از یک سال به عنوان مسئول روابط عمومی رادیو زمانه انتخاب و منسوب شد. می شود گفت حداقل نیمی از کارکنان این رادیو از اعضای تشکیلات YFA (یهودیان فعال آزاد) هستند و برخی نیز از بهائیان مقیم هلندند که با این گروه همکاری داشته و دارند. پانته آ مدیری که حالا 36 ساله شده بود. او از یک طرف طی چند سال توانست افراد زیادی را به تشکیلات معرفی نماید از این جهت کارنامه بسیار درخشانی داشت و از طرفی از لحاظ ظاهر نمی توانست با دختران جوان در تشکیلات YFA (یهودیان فعال آزاد) رقابت کند به همین دلیل درخواست پست نظارت بر فعالیت های زنان در تشکیلات YFA را به مسئول آن داد که بعد از بررسی مورد تایید قرار گرفت. پست سازمانی جدید به وی این امکان را می داد تا بتواند بار دیگر زندگی جدید را تجربه کند. او با گرفتن پست جدید عملا هم ارتقاء رتبه و هم مجوز ازدواج را با هم گرفته بود به همین دلیل خیلی خوشحال بود. پانته آ در این زمینه می گوید: «روزی که پست نظارت در تشکیلات به من واگذار شد بسیار خوشحال بودم و در پوست خودم نمی گنجیدم زیرا این پست را بارها و بارها در خواب دیده بودم و فکرش را نمی کردم که یک روز بتوانم به این جایگاه برسم از طرفی رابطه هایی که با افراد مختلف طی سالیان مختلف داشتم به خاطر مسائل کاری و. هیچ کدام به ازدواج ختم نشد و سن من هم در حال بالا رفتن بود ونیاز داشتم که به زندگی شخصی خودم هم سر و سامان بدهم بنابراین فکر می کنم الان بهترین موقعی بود که این اتفاق افتاد و من این اتفاق را یک جرقه امید در زندگی ام می دانم ». پانته آ بعد از مدتی با مهدی جامی آشنا شد. "مهدی جامی"، زاده سال 1339، روزنامهنگار، وبلاگ نویس، عکاس و فیلمساز ایرانی است. او از آغاز کار رادیو زمانه در ژوئن 2006 تا اکتبر 2008 (آبان 1387) مدیر و سردبیر این رادیو بود و این رادیو را بر اساس ایده روزنامه نگاری شهروندی پایه گذاری کرد. جامی از می 1996 تا می 2006 با بخش فارسی رادیو بیبیسی همکاری داشت. پیش از آن فعالیت عمده او تدریس زبان و ادبیات فارسی و همکاری با دایره المعارف بزرگ اسلامی بوده است. تجربه های پانته آ در رابطه های مختلف به درد او خورد و توانست با "مهدی جامی" رابطه صمیمانه برقرار کند. این در حالی بود که "مهدی جامی" به تازگی با خانم "فرحناز کریمی" یک رابطه عاشقانه برقرار کرده بودند و این رابطه به ازدواج ختم شده بود. فرحناز کریمی زاده 24 آبان 1339 در گروس، کردستان، سیاستمدار ایرانی-هلندی عضو حزب سبزهای چپ است که از 1998 تا 2006 عضو مجلس نمایندگان هلند بود. او از سال 2007 مشاور ارشد برنامه عمران ملل متحد در پروژه SEAL 2 است. فرحناز کریمی پس از انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست. با سخت شدن شرایط در ایران برای گروههای مخالف او به کردستان عراق مهاجرت کرد. مهاجرت بعدی او از عراق به آلمان بود و او پس از اقامت در اروپا، در مرکز مجاهدین خلق در پاریس به فعالیت پرداخت. کریمی در راهاندازی نشریه اینترنتی روز آنلاین و رادیو زمانه نقش داشته است. رابطه پانته آ مدیری با مهدی جامی روز به روز گرم تر و گرم تر شد و مهدی جامی بعد از گذشت مدتی برای اینکه بتواند پانته آ را مدت زمان بیشتری در رادیو نگه دارد و از با او بودن لذت بیشتری ببرد او را مسئول روابط عمومی رادیو زمانه کرد. اما از آنجایی که همیشه ماه پشت ابر نمی ماند، فرحناز کریمی از رابطه پانته آ مدیری با مهدی جامی آگاه شد. فرحناز از پانته آ و همچنین شوهر خود (مهدی جامی) به پدر پانته آ مدیری (محسن مدیری) شکایت کرده و از او خواست تا جلوی دخترش را بگیرد. او همچنین تهدید کرد که در صورت ادامه پیدا کردن این رابطه از پانته آ و جامی به دادگاه شکایت خواهد کرد. پانته آ مدیری که اوضاع را خراب دید رابطه خود را با مهدی جامی به هم زد. دو ماه بعد پانته آ مدیری متوجه شد که از مهدی جامی حامله است. موضوع را با جامی و پدرش در میان گذاشت اما جامی که حسابی از فرحناز ترسیده بود منکر این بچه شد و ادعا کرد که رابطه او با پانته آ در آن حدی نبوده که منجر به بوجود آمدن بچه بشود. پانته آ جریان را به گوش فرحناز رساند. فرحناز در جلسه ای که پانته آ مدیری و پدرش و همچنین مهدی جامی در آن حضور داشتند به توافق رسیدند که در صورتی که پانته آ بچه را سقط کند او نیز همه چیز را نادیده بگیرد. پانته آ مجبور شد که بچه دو ماهه خود را که هنوز معلوم نشده بود که دختر است یا پسر سقط کند. بعد از آن فرحناز از مهدی جامی طلاق گرفته و با رایزنی هایی که با مسئولین مربوطه انجام داد توانست حکم مدیریت مهدی جامی را در سال 1388 به تعلیق در آورده و او را برکنار کند. جامی در سال 2010 با همکاری جمعی از روزنامه نگاران، روشنفکران و هنرمندان اقدام به راه اندازی بنیاد ایران ندا کرد که هدف اصلی آن راه اندازی تلویزیون مشارکتی ایران ندا است. پانته آ بعد از اینکه رابطه اش با مهدی جامی به هم خورد و بچه خود را سقط کرد دست از پا درازتر و به دستور پدر از آمستردام به لندن برگشت و با سفارش های پدر در رشته حقوق حقوق اطلاعات و ارتباطات دردانشگاه لندن کارشناسی ارشد خود را گرفت و از منتخبین ممتاز مسابقه دانشگاه آکسفرد انگلیس در رشته "مقایسه ای در سیاست رسانه های جهان" شد. او همچنین در کنار ادامه تحصیل اجرای برنامه های ادبی هنری و میزبانی سیاستمداران متعددی در میزگردهای بین المللی و چند زبانی در انگلیس را عهده دار شد. بعد از تمام شدن کالج او به سفارش عده ای از یهودیان لندن که به همراه بهائیان مسئولیت هدایت و ساپورت تلویزیون بی بی سی را داشتند کار دوبله را در این بخش شروع کرد. او در کنار این کار عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) نیز بود. شورای اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) شاخه ای از تشکیلات YFA بود که مسئول و لیدر آن محسن مدیری (پدر پانته آ) بود. این شورا با کمک های فرح پهلوی و جمعیت یهودیان و بهائیان ایرانی مقیم لندن تاسیس شد. پدر پانته آ مدیری (محسن مدیری) اگر چه به ظاهر اسمش در لیست هیئت رئیسه وجود ندارد اما مهمترین شخص که به دستور فرح پهلوی این شورا را مدیریت و هدایت می کند محسن مدیری است. پانته آ مدیری نیز به همراه پدر در قسمت های مختلف این شورا همکاری می کند وی به همراه مهران براتي، حميد گنه، مريم سطوت، عباس شيرازي، فرزانه عظيمي، رضا فاني يزدي، مهدي فتاپور، مسعود فتحي، عضو هیئت اجرایی شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) است. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) طبق مصوبه ای که در جلسه 22 فوریه گرفته شد به سه بخش تقسیم شد.
كيفية شراء الملابس رخيصة الجميع يعرف أن شخص واحد هو المتسوق والدهاء النهائي الذي يبدو دائما وكأنه أو أنها صعدت للتو من مجلة إعلانية. خلع الملابس الأنيقة لا يجب أن تكلف ثروة. يمكنك بسهولة العثور على ملابس رخيصة على الانترنت إذا كنت تعرف مكان للتسوق وما الذي تبحث عنه. إذا لديك حتى الآن لاحتضان الملابس على الانترنت للتسوق، هل يمكن أن يكون في عداد المفقودين على وفورات ضخمة. مع العديد من تجار التجزئة تتوسع تشكيلة عبر الإنترنت، يمكنك غالبا ما تجد الأنماط على شبكة الإنترنت التي لا تتم في المتاجر. بالإضافة إلى ذلك، بعض حتى تقدم خصومات على الانترنت حصريا لعملاء شبكة الإنترنت. إذا كنت جديدا على لعبة على الانترنت أو في حاجة الى نصيحة صغيرة لتحسين مهارات التسوق الخاصة بك، وكنت في الحظ! قمنا بتجميع عدد قليل من النصائح السريعة لمساعدتك في العثور على أفضل الملابس التخليص والاكسسوارات، والأحذية على الانترنت. استخدام الحق مصطلحات البحث لماذا تدفع سعر التجزئة الكامل عندما يمكنك الحصول على الملابس مصمم لأقل من خلال معرفة ما حيث للبحث عنه؟ واحدة من أسهل الطرق للعثور على الملابس الرخيصة هي لكتابة عبارة ...
Comments
Post a Comment